تبليغاتX
وبلاگ شخصی هادی شمس








مخمل برف
مخمل برف
قدیم تر ها که مزار شهدا محصور در این دیوارها و سقف های فعلی نبود و معمولا قاب های آلومینومی کوچکی را بالای مدفن هر شهید نصب می کردند، هربار که توفیق زیارت نصیب می شد، زمان زیادی را صرف تماشای داخل قاب ها می کردم. یک جلد قرآن جیبی، انگشتر و شیشه عطری و چند قطعه عکس رنگی از شهید در حالات مختلف با لباس سربازی یا کنار پل اهواز، یا حتی با تیم ورزشی محلشان و اضافه کنید بر اینها، پوکه خالی فشنگی و قطعه ای ترکش توپ و خمپاره.

حالا دیگر اما کمتر چنین چیزی را شاهدیم، مگر در شهرهای کوچک و روستاها. امروز سنگ های یک رنگ و یک شکل، نوشته های همسان، دیوارهای بلند و سیستم های مجهز سرمایشی و گرمایشی و...،  مزار شهیدان را در خود گرفته است. نمی خواهم وارد درستی یا نادرستی شیوه جدید شوم و حتما آن ها که حساب و کتاب دستشان است صلاح در این دیدند، بحثی نیست، اما خدا وکیلی حال و هوایی داشت آن موقع ها که نم نم اشک ابرها سنگهای مزار را شستشو  می داد و آن پوشش مخملین برف،  که با دستهایت کنارشان می زدی و سلام می کردی به عباس و زمزمه می کردی با رضا و علی.

آفتاب تابستانی و سوز و سرمای زمستانی، عکسهای داخل قابها را کم رنگ و کم رنگتر کرد و گردش، ایام ته مانده عطر داخل شیشه اش را هم به یغما برد ولی باز، هر بار که گزارت به مزارشان می افتاد، تصاویر شهیدان را در جان و درونت پر رنگ تر می دیدی و رایحه وجودشان را در خودت اثرگذار تر.
یک سال، پنج سال، ده سال و حتی سی سال گذشته بود و اکنون دیگر چهره های داخل عکسها به زحمت قابل رویت بودند ولی باز هم متبسم و آرام و همچنان جوان. انگار که پیری و پژمردگی هرگز سراغشان نمی رود  و چه زیبا گفته اند که «شهیدان هرگز نمی میرند».

نوشته شده توسط هادی شمس در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 21:26

سخنی پیرامون اعتراض خواننده معروف شهرام ناظری به صدا و سیما

سخنی پیرامون اعتراض خواننده معروف شهرام ناظری به صدا و سیما.

اخیرا شکواییه ای سرگشاده به نام خواننده نامی آقای شهرام ناظری در خبرها دیده شده است. بدون توجه به صحت و سقم آن نکته جالبی را باید مد نظر قرار داد. بحث سر آن است که چنانچه کشور تازه انقلاب کرده و دچار هزاران مشکل ریز و درشت، از سوی  زورمداران ناجوانمرد جهانی مورد هجمه و تاخت و تاز قرار بگیرد و وسط این گیرو دار  چند شعر و آهنگ برای ایجاد روحیه در هم میهنان، آن هم در رسانه ای متعلق به همان عموم مردم پخش شود، باید پورسانت و دستمزد و حق و حقوق مطالبه کرد.

جایی و زمانی که عزیزترین عزیزان مملکت جان خویش در کف گرفته و برابر توپ و تانک مردانه قد علم کردند و برای وجب به وجب این خاک پاک خون مطهرشان را نثار کردند، چه جای سهم خواهی برای آنانی که در سایه امنیت فراهم شده از همت و غیرت آنان آهنگی نواختند و حنجره ای به ارتعاش درآورند، می ماند. نمی خواهم تلاش هنرمند جماعت را ضایع کنم و البته  هرکس در هر زمان و مکانی  خالصانه خدمت نمود، نزد حضرت حق حتما ماجور خواهد بود، چه هنرمند به معنای خاص و چه هنرمند به معنای عام و صد البته اکثر قریب به اتفاق ایرانیان، هنرمندانه در دفاع مقدس حاضر شدند.

اگر این نگاه آقای ناظری را تعمیم دهیم، هر شاعری که شعری سروده و بعدها بر در و دیوار شهرها نگاشته شده و هر نقاش و عکاس و خطاطی که برای ایفای نقش خویش قدمی برداشته و اثری آفریده ، باید معترض و شاکی باشد، که نیستند و هزاران هنرمند فرهیخته و والامقام، آثاری ارزشمند و تاریخی را خلق کردند و هیچگاه اجرشان را با درخواست درهم و دینار زایل نکردند.

بیایید دوباره دقت کنیم. برای نمونه شاعر شعر (کجایید ای شهیدان خدایی...) برای نگاشته شدن شعرش بر پلاکاردها و دیوارهای شهر ، دستمزد نگرفته اش را طلب کند و یا نقاش دیوارهای مسجد جامع خرمشهر، از بابت چاپ تصویر نقاشی اش در صفحه اول فلان روزنامه، حق العمل مطالبه کند.

با این اعتراضیه منتشره، آیا ذهن به آن سو نمی رود که اگر برای ساخت و پخش کلیپی با مضمون دفاع همه جانبه از آب و خاک ایران عزیزمان، حضور جناب شهرام ناظری می رفتند ایشان مجوز نمی داد؟ این شکواییه که این طور نشان می دهد و یا حداقل جلب رضایت ایشان برای مدیران تلویزیون خرج اساسی می تراشید، البته از جیب ملت در حال جنگ.

بله منطقی است که هنرمندی معترض به استفاده بدون اجازه از اثرش در تبلیغ یک کالا و یا خدمتی باشد، در این کسی حرفی ندارد. تصور کنید یک موسسه مالی، تصویری از آثار استاد فرشچیان را بدون مجوز برای تبلیغ خود به کار گیرد و یا بنگاه و شرکتی از شعر و عکس فلان شاعر و هنرمند سودجویی کند، در این حالت نه تنها آن هنرمند بلکه هر ناظر منصفی معترض خواهد بود، اما اینکه هنرمندی که تکیه بر همین ملت دارد و ریشه در همین خاک، ندا در دهد که ایهاالناس چه نشسته اید که پایمال شد حق و حقوق همه هنرمندان! چرا؟

چون با شعر من، با نقاشی من و با فلان اثر هنری من، جوانان مملکت به دفاع از آب و خاک و ناموس برخاستند و دشمن را جوانمردانه به عقب راندند و حالا سر من بی کلاه مانده است.

دست و بازوی رزمندگان پاکباز سالهای دفاع مقدس را خاضعانه می بوسم و تربت معطر و مطهرشان را زیارتگاه دائمی دانسته و از پروردگار برای همه آنهایی که تمام همت خویش را صرف دفاع از انقلاب و میهن اسلامی نمودند علی الخصوص هنرمندان بی ادعایی که در هر حال خود را مدیون والدین شهدا و عزیزان جانباز و ایثارگر می دانند. والسلام
هادی شمس

              متن اعتراض آقای شهرام ناظری


نوشته شده توسط هادی شمس در شنبه نوزدهم شهریور 1390 ساعت 19:41

اعتراض‌ شدید شهرام ناظری به صداوسیما

30سال تحمل کردم،الان می‌گویم بس است، بی‌عدالتی بس است. بیایید بعد از 30سال به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذاریم.

شهرام ناظری، خواننده محبوب و شناخته شده کشورمان با انتقاد شدید از رسانه ملی در پخش آثار خود بدون رعایت کپی‌رایت، تاکید کرد: بارها به صداوسیما اعتراض کرده‌ام، اما به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌ام.

بنابراین گزارش، وی که پیشنهادهای متعددی هم برای پیگیری حق و حقوق از سوی برخی مراکز مختلف داشته، در گفتگو با «تجربه» نارضایتی‌ها و گلایه‌های خود را وارد فاز جدیدی کرده و از مسئولان خواسته دیگر بعد از 30 سال، حرمت هنرمندان اصیل کشور را حفظ کنند.

وی در این گفتگو اظهار داشته است: «اکنون بیش از 30 سال است صداوسیما آثار مرا به گونه‌های مختلف مورد استفاده قرار داده و پخش کرده است و جالب اینجاست که در این مدت 30 سال که در حقیقت یک عمر محسوب می‌شود بدون اجازه از من و بدون اطلاع من و بدون در نظر گرفتن حق و حقوق من از نظر کپی‌رایت، عمل کرده است.»

ناظری ادامه داده است: «در دوران جنگ بسیاری از آثار من سرود جبهه‌های نبرد بود. صداوسیما در تمام مدت هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق از کارهای من که داراری روحیه حماسی بودند، استفاده کرد البته بدون هیچگونه قرارداد و اجازه‌ای از من. در پایان جنگ وقتی قرار می‌شود یک ویدئو کلیپ به عنوان سمبل هشت سال جنگ توسط صداوسیما تهیه شود باز کلیپ «کاروان شهید» بر اساس صدای من تهیه می‌شود اما این انتخاب و تهیه هم بدون اطلاع و بدون هیچگونه قراردادی با من انجام شد.»

وی افزود: «پس از جنگ هم مدام کارهای من پخش شده و به همین صورت، صداوسیما راه و روش خود و اعتراض را با من به همان صورت ادامه داده است. حرف‌های من هم به نتیجه‌ای نرسیده به صداوسیما می‌گویم 30سال ناعادلانه به همین منوال در مورد من عمل کرده‌اید، در این مورد واقعا من بیش از حد از خود نجابت نشان داده‌ام اما انصاف شما کجا رفته؟ هر کدام از شما اگر 30 ماه حقوق‌تان را دریافت نکنید چه واکنشی نشان می‌دهید؟ حالا ببینید من شهرام ناظری که 30 سال یعنی یک عمر تحمل کرده‌ام همچون کوه ایستاده‌ام. من می‌گویم دیگر بس است. 30 سال گذشت. دیگر بی عدالتی بس است. بیایید به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذارید. بدون اجازه آنها کاری را پخش نکنید و برای تهیه هر نوع اثر یا کلیپ طبق قانون به حق و حقوق آنها از نظر کپی‌رایت توجه قانونی بکنید.»

این خواننده محبوب موسیقی سنتی ادامه داده است: «خیلی ها خیلی ادعاها دارند اما من شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال 57 تا امروز شهریور 1390، 33سال نه کمک مالی و نه وام‌های آنچنانی گرفته‌ام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر...هرگز از کسی و نهادی نه تنها چیزی طلب نکرده‌ام بلکه حق و حقوق 30 ساله خودم را نیز نگرفته‌ام. این را گفتم که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. من وامدار کسی نیستم و برای همین خدا شکر می کنم.»

وی در پایان اشاره کرده است که «البته بماند که در این سال‌ها چه پیشنهادهای دهن پرکنی از سوی مراکز مختلف داشتم تا از امتیازات ویژ‌ه‌ای برخوردار شوم و تمام حق و حقوقی را که به ناحق نداده‌اند، دریافت کنم اما هرگز هیچیک را نپذیرفته ام و اعلام کرده‌ام که هر زمان تصمیم گرفتید و تصویب کردید که حق و حقوق ضایع شده همه هنرمندان این آب و خاک را به آنها بدهید آن زمان من نیز به همراه دیگر هنرمندان خواهم آمد تا بخشی از حق و حقوق طبیعی خود را دریافت کنم.»

برخی معتقدند این سخنان جدید شهرام ناظری و انتقادهای سنگین او، ماجرای محمدرضا شجریان را تکرار خواهد کرد و او را در لیست ممنوعه رسانه ملی قرار خواهد داد.

نقد به این اعتراض شهرام ناظری


نوشته شده توسط هادی شمس در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ساعت 18:2

دشمن شناسان دوست فراموش_وحید جلیلی

1.لا يكلف الله نفسا الا وسعها. تكيلف‌گرايان همواره در گشايش‌اند چرا كه تكليفي جز استفاده از وسع ندارند. آنكه در غربت و مظلوميت در يك قدمي‌شهادت است مي‌كوشد آنچه رضاي اوست انجام دهد و آنكه در اوج قدرت و حشمت ظاهري است نيز. تكليف گرايان نه دلتنگي‌شان دائمي ‌است و نه شرايط بيروني بر ذهنشان مهر مي‌زند و دست و زبانشان را به بند مي‌كشد و اختيارشان را سلب مي‌كند. هر محيطي و هر شرايطي آماده واكنشي از سوي مومنان است ودر هيچ محيط و هيچ شرايطي مومن بي‌وسع نيست چرا كه يا مامور به شكر است يا مامور به صبر و اين هر دو اداي تكليف است.

2...


ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط هادی شمس در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ساعت 6:34